|
جکهای پاستوریزه//کلیپهای طنز//
|
|
|
|
||||
![]() |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بوش در واکنش به نامه احمدی نژاد کلنگِ ساختِ اولین امام زاده را در واشنگتن زد
-یه ترکه می بینن طناب بسته به کمرش میگن چرا اینکارو کردی ؟
-ترکه به یه تیمساره میگه چطوری سرباز !
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
-فيلم هاي در حال ساخت در سينماي ايران : دوقولوهاي افسانه اي با حضور برانکو و چلنگر ! - پت و مت با حضور رحمان رضايي و ميرزاپور ! - تام و جري با هنرمندي حسين کعبي و فيگو ! - زندگي پيامبران با حضور افتخاري علي دايي در نقش حضرت نوح -جام جهاني ۲۰۴۶ : شوت سنگين فوروارد ايران با برخورد به تابوت علي دايي راهي اوت شد -قسمتي از وصيت نامه علي دايي: بعد از مردنم مرا در ورزشگاه آرادي به خاک بسپاريد تا هميشه در زمين باشم -ميرزاپور مي گن: چرا همش موقع سرود ملي مي خندي؟ ميگه اخه دايي پيشمه ميگه شر زدز افق!!! -به يه تركه ميگويند چرا قبض اب وبرق را دوست داري ميگويد چون پشت ان نوشته مش ترك گرامي… لره لوله تفنگ رو گذاشته بود روي شقيقه يارو ميگه تكون نخور والا با لگد ميزنمت. - توی یه عروسی یکی داشته رقص هلیکپتری میزده لره جو می گیرش آرپیجی میزنه! |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یه روز یه فیل و یه مورچه با هم ازدواج میکنند خلاصه یه روز این دو تا
دعواشون میشه و فیله پاشو بلند میکنه که مورچه رو له کنه ، مورچه بهش میگه : حالا اگه به خودم رحم نمیکنی به این بچه فیله که توی شکمم هست رحم کن !
یه روز یه بجه اصفهانی میره پیش باباش میگه: بابا امتحانم ۲۰ شدم باباش
__________________ تركه با دوستش ميره دكتر ميگه: آقاي دكتر من يبوست دارم. دكتر براش يك نسخه
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مي خواستي با آن دختر ازدواج كني چي شد؟
تركه بعد از دو سال يه پازل رو تموم مي كنه بهش ميگن: چرا انقدر طول
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به ترکه میگن چی شد ترک شدی؟؟ میگه ایلده خر هار گازم گرفت!!
یک مقام آگاه اعلام کرد به علت قرار گرفتن ایام هفته در بین 2 جمعه ایران کلا .
يه نفر صبح میره در مغازش.. کرکره رو بالا میکشه و میگه: بسم الله رحمن
غول چراغ جادو به احمدی نژاد میگه یه آرزو بکن که واست براورده کنم.
یارو ترکه چربی داشته میره دکتر، دکتره میگه روزی 4 کیلومتر بدو.
مادره به بچش ميگه : مي دونم موهاي خواهرت رو كشيدي شيطونه گولت زد. ....
به ترکه میگن یه موجود نام ببر! میگه: یخ!
تركه ميره خواستگاري، دختره سبيل داشته، بهش ميگه: چرا سبيل داري؟ دختره
ترکه زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و
يه تركه تو آينه عكس خودشو مي بينه بعد مي گه : ا...اين چه آشناست ! بعد از |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سوسكه مي خواست خودكشي كنه! ميره كنار دمپايي مي خوابه يه روز يكي ميره بقالي، ميگه: آقا صابون داري؟ ميگه: آره . مرده ميگه: پس به یکی می گن با مترو یک جمله بساز. می گه: سر این مترو بگیر!
چوب كبريته سرش رو مي خارونه آتيش مي گيره!
جورج بوش گفته بطور حتم 3 نقطه از قم هدف حمله موشکي ما قرار خواهد
يارو ريش پروفسوري داشته، ميره پيش رفيقاش و ميگه: هر سوالي دارين امروز
مسافري كه تازه به شهر وارد شده بوده از آقاي خنگ مي پرسه ما اينجا
يه بنده خدا تو سخنرانی داشته جنگ ايران- عراق رو با دوره حضرت محمد(ص) يه معتاد 2 تا سيگار تو دهنش گرفته بود داشت مي كشيد ازش ميپرسن چرا 2 تا حیف نون آهنگ خالي گوش مي کرده ميزنه زير گريه ميگن چرا گريه مي کني؟ با
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ترکه تو سالن غذاخوری داد میزنه بربری ، بربری میخوام میگن چی شده میگه هیچی بابا آب تو گلوم گیر کرده. از تركه ميپر سن FBI يعني چي ؟ ميگه فدراسيون بسكتبال ايران. تركه ميميره ميره اون دنيا، ازش ميپرسن چي شد مردي؟ ميگه داشتم شير ميخوردم. ميگن اِ؟ شيرش فاسد بود؟ ميگه نه بابا. گاوه يهو نشست! تركه طلاق گرفت بعد دعا كرد و گفت این دلبر شیرین که که سپردی به منش بس که گوه بود سپردم به ننه اش يه روز يه ترکه با سر و صورت زخمي ميره سر کار دوستاش بهش ميگن چرا سر و شکلت اينجوريه؟ ميگه خانومم گل بارونم کرد ميگن پس چرا اين طوري؟ آخه يادش رفت از گلدون درش بياره |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پسري از سربازي براي پدرش اين طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم
غضنفر ماه رمضان زولوبيا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول
يه بار بچه اي از پدر خسيسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چي ؟
مردي به مطب پزشك رفت و گفت: «آقاي دكتر! چند وقتي است كه بيماري فراموشي گرفته ام.
روزي شخصي به عيادت دوستش رفت و حال او را پرسيد.
بيمار:« آقاي دكتر! انگشتم هنوز به شدت درد مي كند!»
مردي بادكنك فروشي باز كرد، اما بعد ازمدتي ورشكست شد، چون بادكنك هايش را به شرط
صاحب خانه:« آي كمك، كمك! دزد!»
اولي:« از بس استراحت كردم، خسته شدم.»
اتوبوس طبق معمول خيلي شلوغ بود. مسافري عصباني به آقاي چاقي كه پهلويش ايستاده
پسر از مادرش پرسيد: «مادر جان! توي اين شيشه روغن موي سر بود؟»
يك روز يك نفر از كنار ديوار مي گذرد، يك كاغذ به سرش مي خورد و مي ميرد. مردم مي
پسر به پدرش گفت:« پدرجان! چرا بعضي از آدم ها اين طوري حرف مي زنند، مثلاً مي
روزي يك شخص لاف زن با يك آدم قوي هيكل دعوايش مي شود. قبل از هر حركت لاف زن، مرد
معلمي در كلاس علوم از دانش آموزي پرسيد:« با ديدن پاي اين حيوان، نام حيوان را
شخصي كه تازه ماشين خريده بود به تعميرگاهي رفت و به مكانيك گفت: «آقا، لطفاً
از يك نفر كه با پا غذا درست مي كرد پرسيدند: «چرا با پا آشپزي مي كني؟»
رئيس تيمارستان به يكي از مراقب ها مي گويد: «من در اين جا از همه راضي هستم، فقط
اسب كشاورزي را دزد برده بود. يكي گفت: «تقصير خودت بود كه اسب را خوب نبستي.»
يك روز به يك نفر مي گويند: «سه تا آرزو كن.»
معلم تاريخ: آهاي! تو كه با آن قد بلندت ته كلاس ايستاده اي و بر و بر من را نگاه
دو نفر از كاركنان راه آهن با هم صحبت مي كردند.
پدر: بگو ببينم چرا تو هميشه نمره صفر مي گيري؟
شركت كننده: «تو جيب جا مي شود؟»
از ديوانه اي پرسيدند: «چرا تو را به ديوانه خانه آورده اند؟»
اولي: آقاي دكتر، من فكر مي كنم عينك لازم دارم.
دكتر: خب، بيشتر، وقتي به چه چيزي فكر مي كني افسرده مي شوي؟
اولي: چرا اسب تو توي مسابقه برنده نشد؟
يك نفر مي رود مطب دكتر و مي گويد: «آقاي دكتر، مشكل من اين است كه كسي مرا تحويل
روزي سه نفر در مورد مشكلات خود صحبت مي كردند.
عموم
|
|||||
|
|||||
set as your home page
Oneline users : |